|

پاورقـي
تيترها تيتر ميشوند
و من همچنان در پاورقي لِه
كسي / شايدتو
سَنبل بزدلي عصر
تكرار ترجمهاي را خواندهاي كه
من نوشتهام
پُخي كه نبودهاي / نيستي/ مثل
بودنت
هي تيتر ميكشي
حس ميكنم
كش ميكشم
براي ت، واو ، الف ،ف، قافِ زشتي
كه …
بگذريم
پرانتز باز
براي تو كه هنوز بدهي املاهايت را
ندادهاي
پشت پرده ، روي پرده مي روي
و من
درگير تيتري هستم كه تيتر ميشود
راستي بابت اين همه چقدر بگيرم
روح ا… زلقي
|