درد و دل

در كوچه هاي شهر تو ديوانه اي تنها شدم

با من بگو اي بي وفا در قلب تو كي جا شدم

پيچيده در گوش زمان آواي بد نامي من

آخر گناه من چه بود كز عشق تو رسوا شدم

آن خنده هاي دزدكي، آن گر يه هاي آن شبت

من با هواي ياد تو آواره صحرا شدم

همراه و هم يارت شدم پرسشگر حالت شدم

در هر كجا و هر غزل، من با غرورم تا شدم

ديگر سراغ من نيا، خشكيده بي آبرو

كزاشك چشمان خودم، دريا شدم، دريا شدم

hamed_2hd@yahoo.com
حامد صالحي
 

 
 
 
 

Powered By : Miadgah Group