|

حميد رضا
ايزدي
آرزومه كه باشم ، هر سيزده ماه
توي صف
چه عادت خوبيه ، گاه و بي گاه ،
توي صف
پارسال كه ما اومديم ، براي نام
نويسي
ديديم ميزا رو چيدن ، خيلي زيبا ،
توي صف
هر ميز يه خان رستم ، هر ميز يه
صف بلند
حال كرديم اون اولا، تو دانشگاه ،
توي صف
صف ژتون رو نگو ، آخر اضباطه !
يه روز بارون ، يه روز باد ،
خورشيد و ماه توي صف
تو سلف صفا بهترن ، آشپزا مهربون
تر
دانشجوي مظلوم ، چه بي گناه توي
صف
اموزش آي آموزش ، اِند آموزندگي
ديروز گفت امروز بيا ، امروز فردا
توي صف
امور دانشجويي ، يا امور شهريه
تو نانواي و بوفه ، برو بابا ،
توي صف
كتابخونه بهترين ، قسمت اين
ماجراست
كتاب مي خواي ، اونجا نيست ، ولي
بيا توي صف
از اين طرف توي صف ، از اون طرف
توي صف
دانشجوي وقت شناس ، زود بفرما توي
صف
|